زهرا اسلامى فرد

46

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

برخى از كتب منطق ، ادب و تاريخ ( از پهلوى به عربى ) پرداخت . او خود به‌تنهايى مايه تحولى شگرف در ادبيات عرب گرديد . در دوران خلافت مهدى و الهادى عباسى نهضتى كه به‌دست ايرانيان در عهد منصور ايجاد شده بود ، همچنان ادامه يافت ، تا اينكه خلافت به هارون الرشيد ( 193 - 170 ق ) رسيد . در اين دوران غالب پزشكان دربار خليفه ، با فلسفه و منطق آشنايى داشتند و خلفا نيز بر اثر معاشرت با آنها به‌تدريج با فلسفه و علوم آشنا شدند و بدان رغبت يافتند ؛ به‌گونه‌اىكه پس از آن چنانچه به شهرى از بلاد روم دست مىيافتند ، به‌جاى سوزاندن كتب ، فرمان مىدادند آنها را به عربى ترجمه نمايند . در همين دوران ، طب يونانى را يكى از پزشكان دربار به عربى ترجمه كرد . نخستين ترجمه كتاب اقليدس به‌دست حجاج‌بن يوسف‌بن مطر صورت پذيرفت . از مترجمان بزرگ اين دوره مىتوان به نوبخت منجم ، يحيىبن بطريق مترجم المجسطى ، جورجيس‌بن بختيشوع ، عبدالله‌بن مقفع ، يوحنابن ماسوى ، سلام الأبرش ، باسيل المطران و ابوسهل نوبخت اشاره داشت . « 1 » توجه اساسى به علوم و ترجمه كتب علمى از يونانى ، سريانى و پهلوى به عربى ، از آغاز دوره عباسى شروع شد ، اما مهم‌ترين دوره نقل و ترجمه علوم در عهد مأمون است . او پنجمين خليفه عباسى است . از آنجايى كه مادرش ايرانى بود و قسمتى از حياتش در خراسان و در ميان ايرانيان گذشت ، مردى علم‌دوست و آزادانديش بار آمد . وى به فلسفه علاقه بسيار داشت . او براى آنكه امر ترجمه و نقل علوم را به عربى آسان كند ، چند تن از مترجمان و آشنايان به زبان يونانى را به بلاد روم فرستاد و از ملوك روم خواست تا آنچه از كتب فلسفى نزد ايشان است ، براى او بفرستند . آنان نيز آنچه از آثار افلاطون ، ارسطوطاليس ، بقراط ، جالينوس ، اقليدس ، بطلميوس و فلاسفه ديگر يافتند ، نزد او فرستادند و مأمون نيز مترجمان ماهرى را براى ترجمه اين كتب گمارد . درنتيجهء نهضتى كه به همت مأمون در تمدن اسلامى ايجاد شد ، كتب متعددى در منطق ، فلسفه ، نجوم ، رياضيات ، طب ، ادب و سياست ، از يونانى ، پهلوى ، هندى ، سريانى و نبطى به زبان عربى ترجمه شد ؛ آن‌سان كه بعدها منبع تحقيقات مسلمانان در علوم مختلف قرار گرفت .

--> ( 1 ) . همان ، ص 41 و 42 .